تفال غزل شماره 9 حافظتفسیر غزل رونق عهد شباب است دگر بستان رارونق عهد شباب است دگر بستان راشعر و ادبیاتصوت غزل رونق عهد شباب است دگر بستان راصوت غزل شماره 9 حافظغزل 9 حافظغزل رونق عهد شباب است دگر بستان راغزل شماره 9 حافظغزل مژده گلفال حافظفال حافظ اصلیمعنای غزل رونق عهد شباب است دگر بستان رامعنی غزل رونق عهد شباب است دگر بستان رامعنی غزل شماره 9 حافظمعنی و تفسیر غزل شماره 9 حافظ

غزل مژده گل – فال حافظ


غزل مژده گل - فال حافظ
غزل شماره ۹ دیوان حافظ به عقیده دکتر غنی به مناسبت استخلاص جلال الدین تورانشاه از زندان سروده شده است و بوی امید و خوش بینی از آن استشمام می شود. اظهار بندگی به زیبایان، قناعت به داشته‌ها، دوستی با مردان خدا و دوری از ریاکاران از پیام‌های این غزل است.

فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره ۹ حافظ را در تحقیقستان بخوانید.


 

رونق عهد شباب است دگر بستان را

می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی

خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش

خاکروب در میخانه کنم مژگان را

ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان

مضطرب حال مگردان من سرگردان را

ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند

در سر کار خرابات کنند ایمان را

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح

هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

برو از خانه گردون به در و نان مطلب

کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است

گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد

وقت آن است که بدرود کنی زندان را

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

 

غزل شماره ۹ حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی


زمان برای انجام کاری که در نظر داری کاملاٌ مناسب است. پیام همکاری و خدمت خود را هرچه سریعتر به او برسان. در انتخاب همراهان و همکاران خود دقت بسیاری کن، زیرا که همکاری با یاران خدا تو را در مقابل مشکلات و مصائب این راه مصون میکند.

بیش از این عمر خود را مصروف مادیات نکن که همهُ اینها فانی است و برای تو سودی ندارد. از امکاناتی که در اختیار داری به خوبی استفاده کن و شاد باش و از تزویر و ریا برحذر باش.


 

بیت اول

 

رونق عهد شباب است دگر بستان را

می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

 

بوستان دوباره رونق و صفای دوران جوانی خویش را بازیافته است و به بلبل خوش‌آواز بشارت وصال گل می‌رسد.

بلبل که آوازی خوش دارد به عاشقی و شیدایی معروف است.

در اشعار حافظ نیز بلبل مکرر برای نشان دادن عشق آمده است، از آن میان به «بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت»، «فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش» و «بنال بلبل اگر با منت سر یاریست» اشاره کرد.

 

✦✦✦✦

 

بیت دوم

 

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی

خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

 

ای باد بهاری، اگر به شاهدان جوان چمن، سرو و گل و ریحان برخوردی و دیدار کردی، دعا و سلام و ارادت ما را به آنان عرضه دار.

 

✦✦✦✦

 

بیت سوم

 

گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش

خاکروب در میخانه کنم مژگان را

 

اگر ساقی زیبارو و شاهد زیبای میکده بدینگونه حسن‌نمایی و دلربائی کند، به طیب خاطر آماده هستم که با مژه خاک در میخانه را بروبم. مُغبچه از لحاظ لغت به معنای فرزند مُغ است و اصطلاحاً پسرکی که در میکده‌ها خدمت می‌کند.

حافظ در جاهای دیگر درباره مغبچه می‌گوید:«گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان / بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند» در غزل با مطلع «در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند»، «مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل / در پی آن آشنا از همه بیگانه شد» در غزل با مطلع «زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد»، «آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش / گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده» در غزل با مطلع «دوش رفتم به در میکده خواب آلوده» و…

 

✦✦✦✦

 

بیت چهارم

 

ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان

مضطرب حال مگردان من سرگردان را

 

ای که بر ماه (استعاره از رخسار زیبا) از عنبر خالص (عطری با بوی خوش در اینجا استعاره از زلف مشکین) مانند چوگان حلقه‌ای درست می‌کنی، با این کار خود من سرگشته (که همانند گویِ چوگان هستم) را مضطرب و پریشان مساز.

عنبرسارا، بهترین نوع عنبر است و عنبر ماده‌ای چرب، خوشبو و کدر و خاکستری رنگ است که در عطرسازی بکار می‌رود.

 

✦✦✦✦

 

بیت پنجم

 

ترسم این قوم که بر دُردکشان می‌خندند

در سر کار خرابات کنند ایمان را

 

می‌ترسم افرادی که (ما) باده‌نوشان و میگساران کهنه‌کار را تمسخر و ملامت می‌کنند، در آخر ایمان خود را به سودای شرابخانه و باده‌گساری صرف کنند و ایمانشان را در راه خرابات از دست بدهند.

دُرد هر کدورتی را گویند که در ته چیزی رقیق ته‌نشین شود و در اینجا ماده‌ای است که در قعر ظرف شراب منجمد می‌شود. دردکشان یعنی کسانی که تا ته پیاله را می‌نوشند.

حافظ در اشعار دیگر همچون: «بس تجربه کردیم در این دیر مکافات / با دردکشان هرکه درافتاد برافتاد» در غزل با مطلع «پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد»، «برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر» در غزل با مطلع «بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم» و…نیز به دردکشان اشاره می‌کند.

خرابات: شرابخانه و در شعر حافظ معنای کنایی و سمبولیک دارد و به‌خاطر مبارزه با ریاکاری از خرابات در مقابل خانقاه یاد کرده است.

 

✦✦✦✦

 

بیت ششم

 

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح

هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

 

مصاحب مردان حق باش که در سفینه حضرت نوح، مردی خاکی نهاد و فروتن هست که طوفان جهانگیر به اندازه یک قطره آب در دیده همت او اعتبار ندارد و وی را هراسناک نمی‌سازد.

درباره منظور حافظ از«خاک» در مصراع دوم دو قول مختلف هست، یکی اینکه خاک همان شخص نوح است که کالبد خاکی دارد.

دیگر آنکه نقل است نوح برای مهار کردن طوفان که طغیانش از حد نگذرد، تبرکاً جسد حضرت آدم را همراه خود به کشتی برد پس خاک در مصراع دوم جسد آدم است.

 

✦✦✦✦

 

بیت هفتم

 

برو از خانه گردون به در و نان مطلب

کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

 

از مهمان‌سرای فلک گام بیرون گذار و در جستجوی نان و کام نباش که این میزبان تنگ‌چشم بخیل سرانجام مهمان خود را نابود خواهد کرد.

 

✦✦✦✦

 

بیت هشتم

 

هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است

گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

 

به کسی که آخرین خوابگاهش (گور یا قبر) مشتی خاک است، بگو چه حاجت داری که ایوان خانه خود را تا آسمان بالا ببری؟ یعنی چه لزومی دارد که سرای بزرگ بسازی؟

 

✦✦✦✦

 

بیت نهم

 

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد

وقت آن است که بدرود کنی زندان را

 

ای یوسف کنعانی من، کرسی فرمانروایی ملک مصر برای تو است؛ هنگام آن شده که با زندان خداحافظی کنی و عزیز و فرمانروا شوی.

 

✦✦✦✦

 

بیت دهم

 

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

 

ای حافظ، باده نوش و قلندری کن و خوشدل باش اما قرآن کلام خدا را دام نیرنگ و ریا نکن چرا که تزویر و فریب از هر گناهی زشت‌تر است.


دوست داری فال حافظ بگیری ؟ روی دکمه زیر کلیک کن 🙂



نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن