تفال غزل شماره 417 حافظتفسیر غزل عیشم مدام است از لعل دلخواهسرگرمیشعر و ادبیاتصوت عیشم مدام است از لعل دلخواهصوت غزل شماره 417 حافظصوت غزل عیشم مدام است از لعل دلخواهعیشم مدام است از لعل دلخواهغزل 417 حافظغزل شماره 417 حافظغزل عیش مدامغزل عیشم مدام است از لعل دلخواهفال حافظفال حافظ اصلیمعنای غزل عیشم مدام است از لعل دلخواهمعنی غزل شماره 417 حافظمعنی غزل عیشم مدام است از لعل دلخواهمعنی و تفسیر غزل شماره 417 حافظ

غزل عیش مدام – فال حافظ


غزل عیش مدام - فال حافظ

غزل شماره ۴۱۷ دیوان حافظ در زمان شاه شجاع و در زمانی که روابط فیمابین کاملاً حسنه بوده است، به هنگام یکی از مسافرت‌های شاه شجاع سروده است. طبق بیت اول زندگی حافظ در عیش مدام و خوشی است و از شراب ناب و لعل لب یار کامروا است؛ او با آوردن لفظ «الحمدلله» به خاطر این نعمت‌ها خدا را شکر می‌کند. در بیت دوم به بخت خوبش اشاره می‌کند.

فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره ۴۱۷ حافظ را در تحقیقستان بخوانید.


غزل عیش مدام – غزل عیشم مدام است از لعل دلخواه – غزل ۴۱۷ حافظ

 

عیشم مدام است از لعل دلخواه

کارم به کام است الحمدلله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش

گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند

پیران جاهل شیخان گمراه

از دست زاهد کردیم توبه

و از فعل عابد استغفرالله

جانا چه گویم شرح فراقت

چشمی و صد نم جانی و صد آه

کافر مبیناد این غم که دیده‌ست

از قامتت سرو از عارضت ماه

شوق لبت برد از یاد حافظ

درس شبانه ورد سحرگاه

 

غزل شماره ۴۱۷ حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی


نتیجه تفال غزل شماره ۴۱۷ حافظ :

روزگار بر وفق مراد تو شده و به آرزوهای دلخواهت خواهی رسید. محبوب تو آرزوی بسیاری از انسان‌ها و مایه رشک زیبارویان است. در امر زندگی کاملاً موفق خواهی بود. از حسودان و ریاکاران دوری کن. نسبت به دیگران مغرور نباش تا نعمت و سعادت تو پایدار و مداوم باشد. از گناهان سابق خود مخصوصاً ریاکاری و دورویی توبه نما و هرگز خداوند را فراموش مکن.


معنی و تفسیر غزل شماره ۴۱۷ حافظمعنی غزل عیشم مدام است از لعل دلخواه

 

بیت اول

 

عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله

 

از لب لعل دلپذیر یار پیوسته زندگی خوشی دارم؛ خدا را سپاس که کار‌ها بر وفق مراد پیش می‌رود.

 

✦✦✦✦

 

بیت دوم‌

 

ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه‌

 

ای اقبال سرفراز من، یار را محکم در آغوش بفشار، گاهی از جام زرین شراب بنوش و گاه کام دل از لب سرخ یار برگیر.

 

✦✦✦✦

 

بیت سوم

 

ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه

 

مرشد‌های نادان و شیخ‌های راه از چاه باز نشناخته ما را به لاابالی‌گری شهره شهر کردند.

 

✦✦✦✦

 

بیت چهارم

 

از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله

 

به سبب رفتار ناهنجار زاهد و کار‌های ناپسند عابد مکار، از زهد و عبادت توبه کرده و به خدا پناه می‌برم.

 

✦✦✦✦

 

بیت پنجم

 

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه

 

ای عزیز من، سرگذشت دوری تو را چگونه با دیدگانی پر از صد قطره اشک و جانی با صد ناله شرح دهم؟

 

✦✦✦✦

 

بیت ششم

 

کافر مبیناد این غم که دیده‌ست
از قامتت سرو از عارضت ماه

 

این اندوه که از رشک اندام موزون و چهره زیبای تو به سرو بوستان و ماه آسمان دست داده نصیب کافر نشود.

 

✦✦✦✦

 

بیت هفتم

 

شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه

 

اشتیاق بوسیدن لب تو درس شبانه و دعای صبحگاهی را از یاد حافظ برد.


دوست داری فال حافظ بگیری ؟ روی دکمه زیر کلیک کن 🙂



نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن